تبليغاتX
دنیای شیرین یاتلخ من
 
 
 

روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشتههاست و به کارهای آنها نگاه میکند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامههایی را که توسط پیکها از زمین میرسند، باز میکنند، و آنها را داخل جعبه میگذارند. مرد از فرشتهای پرسید، شما چکار میکنید؟!
فرشته در حالی که داشت نامه
ای را باز میکرد، گفت: این جا بخش دریافت است وما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل میگیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت میگذارند و آنها را توسط پیکهایی به زمین میفرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می
کنید؟! یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمتهای خداوندی را برای بندگان میفرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته
ای بیکار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟
 فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی جواب می
دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه میتوانند جواب بفرستند؟!
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند *خدایا شکر
 
 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود.

استاد پرسید:آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟

کسی پاسخ نداد.

استاد دوباره پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟

دوباره کسی پاسخ نداد.

استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟

برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد .استاد با قاطعیت گفت:

با این وصف خدا وجود ندارد.

دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود واجازه خواست تا صحبت کند .

استاد پذیرفت .دانشجو از جایش برخواست واز هم کلاسی هایش پرسید:

آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟

همه سکوت کردند .

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد ر ا لمس کرده باشد؟

همچنان کسی چیزی نگفت .

آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟

وقتی برای سومین بار کسی پاسخ نداد دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان

مغز ندارد.

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 

نگرش های شخصی وعادت های رفتاری شما برچه اساسی استواراست؟

 باعلامت زدن کلمات درست یاغلط،به هرعبارت جواب بدهید.اولین جوابی راکه به ذهن تان می رسد علامت بزنید.

1- اگربه سودم باشد،یواشکی ازجلوی دربان ونگهبان عبورمی کنم.
درست غلط

2- هرگز توی صف جلونمی زنم.
درست غلط

3- اگرکسی متوجه نشود،بدون بلیت واردسینما می شوم.
درست غلط

4- گاهی اوقات سعی می کنم کارکسانی راکه به من توهین کرده اند تلافی کنم.
درست غلط

5- اگرپیشخدمت فراموش کردپول یکی ازغذاها رابرایم حساب کند،احتمالا به روی خودم نمی آورم.
درست غلط

6- راضی نمی شوم کسی مسوولیت خطایی را که من مرتکب شده ام پذیراشود.
درست غلط

7- اگرمطلبی را ندانم.می گویم که نمی دانم.
درست غلط

8- سعی می کنم همیشه صادق باشم.
درست غلط

9- سرمیزشام درمنزل،به همان اندازه سرمیزشام دررستوران رعایت ادب را می کنم.
درست غلط

10- هرگزوارد مکانی که روی آن نوشته شده است:ورود افراد متفرقه ممنوع نمی شوم.
درست غلط

برای مشاهده سیستم امتیازبندی روی دستور ادامه مطلب کلیک کنید.
 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره ادامه مطلب ... | 
 
 
 

 

خدایا !

زندگی سرشار از هزاران نگرانیست

و ذهن از یک فکر به سوی فکر ی دیگر پرواز می کند .

در میان چنین هیاهویی

شنیدن ندای خاموشی که در قلب

با من سخن می گوید دشوار است .

 

 

خدایا !

مرا موهبت آن بخش

که ذهنم در کشاکش این غوغای روزمره

بر تو متمرکز باشد

و هر روز دقایقی با تو ارتباط برقرار کنم .

بادا که چنان متبرکم گردانی

که ندای تو را بشنوم

و سیمای تو را که پر از لطف و زیبایی است

به چشم دل مشاهده کنم .

 

 

خدایا!

مرا قلبی ببخش

که برای دیگران بتپد

با اشک دیگران

اشک بریزد

از شادی دیگران شاد شود

و رنج دیگران را رنج خود بداند .

قلبی که مرا با تمامی آفرینش پیوند زند  

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 

خدايا!
خدايا تو را سپاس مي گويم که در مسيري که در راه تو بر مي دارم آنها که بايد مرا ياري کنند سد راهم مي شوند، آنها که بايد بنوازند سيلي مي زنند، آنها که بايد در مقابل دشمن پشتيبانمان باشند پيش از دشمن حمله ميکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوي تو از هر تکيه گاهي جز تو بي بهره باشم.


خدايا!
اتش مقدس شک را چنان در من بيفروز تا همه يقين هايي را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده اين خاکستر لبخند مهراوه بر لب هاي صبح يقيني شسته از هر غبار طلوع کند.

خدايا!
به هرکي دوست ميداري بياموز که عشق اززندگي کردن بهتر است و به هرکس که بيشتر دوست ميداريش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است !

خدايا!
به من زيستني عطا کن که در لحظه مرگ بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است حسرت نخورم و مردني عطا کن که بر بيهودگيش سوگوار نباشم براي اينکه هرکس آنچنان مي ميرد که زندگي کرده است.

خدايا!
مرا به ابتذال آرامش و خوشبختي مکشان. اضطرابهاي بزرگ ٫ غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقيرت ببخش و درد هاي عظيم را به جانم ريز.

خدايا!
اگر باطل را نمي توان ساقط کرد مي توان رسوا ساخت اگر حق را نمي توان استقرار بخشيد مي توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.

 

<br/><a href="http://i34.tinypic.com/2mrgxdx.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 

بيا و در همين ديار عشق و در همين قلب خسته بمان
من تحمل اين دوري و فاصله را ندارم
نمي توانم حتي براي يک لحظه دوريت را باور کنم
و نمي خواهم باور کنم.
نمي توانم وجودي را که بودنش برايم ارامش داشت از ياد ببرم..
و نمي خواهم از ياد ببرم.
تو که ميداني من بي تو نيستم.
اشکم به روي گونه هايم جاريست.
دلتنگي عجيبي تمام وجودم را گرفته است....
 چشمهايم را مي بندم...
و خاطراتت را دوباره مرور مي کنم
زياد دلتنگ شده ام.....
 

 


 


تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

 تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

 تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

 تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. .

تنهايي را دوست دارم زيرا....

در یکی از غروبهای زندگی ام تنها ماندم

تنهای تنها

اما  يکی از اين غروبها از همه سرختره.

روزی که همه هستی غروب سرخ شد.

 رنگ غم ٬ رنگ درد ٬ رنگ تنهايی .

و من در کلبه ی تنهاییم غروب زندگی را دیدم


و در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار

کشيدنم را پنهان خواهم کرد.

انتظار دیدن عزیز سفر کرده ام را ....


مادربزرگم......

که ناباورانه آرام با کوچ ابدیت

 و مظلومانه با روحی لطیف و قلبی چون آینه

 به سوی معبودیت پر گشود

رفت و من تنها ماندم تنها بودن را می توان تحمل کرد

ام بی تو بودن و زندگی کردن را هرگز...

رفت خلوتش ناگهانی و مرگش نا منتظر بود

دلش دریای عشق و وجودش باران کرامت

ستارهای بود و خاموش شد

خورشیدی بود که غروب کرد

و چه زود این روزها می گذرند...

چه زود بار سفر بستی و رفتی.

چه زود......

  

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 

 

شمع ها به آرامي مي سوختند فضا به قدري آرام بود

كه مي توانستي صحبت هاي آنها را بشنوي.

اولي گفت: من صلح هستم با اين وجود كسي

 نمي تواند مرا تا ابد روشن نگه دارد.

او گفت: من معتقدم از بين مي روم و سپس

شعله اش كم كم خاموش شد.

دومي گفت: من ايمان هستم با اين وجود من هم

مدت زيادي روشن نمي مانم.

شعله ايمان هم به خاموشي گراييد.

سومي گفت: من عشق هستم آن قدر قدرت ندارم

كه روشن بمانم  حتي مردم از عشق  ورزديدن به

به نزديك ترين كسا ن خود هم دريغ مي كنند.

شمع عشق هم با وزش نسيم هوس خاموش شد.

پسري وارد اتاق شد ديد شمع ها خاموش هستند گفت

چرا خاموش شده ايد و شروع به گريه كردن كرد

در اين بين شمع اميدگفت: گريه نكن من شمع اميد هستم

تا من هستم مي توانم بقيه شمع ها را روشن كنم

كودك شمع اميد را برداشت و با شعله اميد بقيه شمع ها را روشن كرد.

 

 

 

امیدوارم چراغ امید زندگیتون همیشه روشن باشه.
روزپدروبه همتون تبریک میگم.

 

 

 

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 

اگر تو نباشی...
اگر تو نباشی هزار بار گریه هم مرا سبک نمی کند
و ابرهای مهربان هم نمی توانند
غباری را که بر دلم خواهد نشست بشویند
اگر تو نباشی...
چه خواب باشم و چه بیدار
حتم دارم روزگار تکه کاغذیست افتاده در گوشه خیابانی دراز
خیابانی که پای هیچ عاشقی به ان باز نشده است
اگر تو نباشی...

چه در کنار پنجره بایستم
چه در شبستانی نمور و بی نور بنشینم
اشتیاقی برای دیدن افتاب ندارم
دوری تو را بی تعارف و مبالغه بگویم
حتی به اندازه یک نفس کشیدن تاب ندارم

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 


چگونه...
چگونه فراموش کنم تو را که از خرابه های بی کسی
به قصر سپید عشق هدایتم کردی
چگونه فراموش کنم تو را
که سالها در خیالم سایه ات را می دیدم
و طپش قلبت را حس می کردم وبه جستجوی یافتنت
به درگاه پروردگارم دعا می کردم
که خدایا پس کی او را خواهم یافت
چگونه فراموش کنم تو را
که همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش کردم
برایم تمامی اسمها بیگانه شده اند و همه خاطره ها مرده اند
دستم را به تو می دهم قلبم را به تو می دهم
فکرم را نیز به تو می دهم
وبدان تمامی لحظاتم تو را می خواهند
و برای عطر نفسهایت دلتنگی می کنند
می خواهم قلم سبزم را به تو هدیه کنم
تا نوشته هایت همرنگ نوشته هایم شود
بهتر بگویم سبز را با تو شناختم
و دلم می خواهد یاد تو همیشه سبز باشد
پس تو هم بیا دلت را به من بده فکرت را به من بده
و سرت را روی شانهایم بگذار
و بگذار عطر کلماتت را میان هم قسمت کنیم...

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 
دووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو وووووووووووووووست دارم .
جمله رو بي خيال?نفسو داشتي؟

 

وقتي که چشمم بهت افتاد!قلبم شروع به تپيدن کردرنگ از صورتم پريد ايستاده بودم نگاهت ميکردم تو هم با اون چشماي درشتت به من خيره شده بودي من تمام قوامو جمع کردم و فرياد زدم: ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوســـــــــــــــــــــــــــــــــک! !

 

عزيز دلم اگه تمومه تمومه تمومه دنيا جمع بشن بخوان تورو از من بگيرن
ميگم چرا شما زحمت كشيدين!!!
خودم مي آوردمش

 

لقمان را گفتند ادب از که آموختي ؟
گفت : به تو چه کثافت آشغال ، عوضي بي شعور ، خاک بر سرت

 

باغ گل رز با يه سبد ستاره ميدم بهت ببر سر چهار راه بفروش سودشم نصف نصف

 

 jik, jik , jik , jik , jik , jik , jik ,jik,jik, jik...

یکی اضافه کن بفرست برای جوجوی بعدی (ستاد سرشماری جوجه های آخر پاییز!)

 

تو برکه دل من ماهيهاي رنگارنگ زيادي هست ولي من فقط به تو نگاه مي کنم
چون تنها قورباغه توي برکه تويي

 

در زندگی راههای زیادی برای رسیدن

به آزادی هست فقط باید بهای آن را پرداخت

رسالت تا آزادی 800تومان

انقلاب تا آزادی 300تومان

تجریش تا آزادی 1000تومان

 

 بقیه درادامه مطلب

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره ادامه مطلب ... | 
 
 
 
 

                         

سلام

من دوباره برگشتم

 

            

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 

 

سعي كن هميشه مثل پالاز موكت باشي شخصيتت كوبيده نشه و همواره رنگ خودت رو حفظ كني

 


از يکی ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟؟؟

 


گرگه میره در خونه‌ی شنگول و منگول در میزنه میگه من مادرتونم. پی نوکیو میآد در رو باز میکنه میگه ببخشین از اینجا رفتن!

 


يه تيكه آهن محكم روي پاي يه اصفهاني ميفته داد ميزنه ميگه آااااااااااااخ كفشم!!!

 


اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش... اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش... اگه دستت لرزید بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو
دوستش داری!

 


تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد !!

 


يه عده آخوند را داشتن ميبردن بهشت يهو يه سايپا پر از حيووناي جور وا جور تخت گاز از بهشت ميان بيرون يكي از آخوندها ميپرسه اينا ديگه چي بود. ميگن حضرت نوح بود كشتي شو فروخته سايپا خريده!!!

 


يه حاجـــی داشته به اسمان نگاه مي کرده مي بينه ستاره ها چشمک ميزنند سرشو ميندازه پايين ميگه استغفرالله!!!

 

 

 

 

 


 

                                                                     سلام بچه ها

ازامروز تا هفدهم همین ماه نمیتونم آپ کنم

آخه امتحان ورودی دبیرستان شاهد

دارم.

دعا کنین قبول شم.

بوس بوس

تا بعد

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 

ترکه شب بلال مي خره تا صبح اذان ميگه

 

اگه گفتي چرا مار نمي تونه بره مسافرت؟؟؟؟ چون دست نداره که خدافظي کنه!!!

 

اگه گفتي چرا لک لک شب يه پاشوبالا ميگيره مي خوابه؟؟؟ چون اگه دوتا پاشو بالا بگيره مي يوفته!!

 

ترکه مي خوره به ديوار ميگه ببخشين

 

قزويني ميره پيش روان پزشک ميگه آقاي دکتر اين کودک درون من دقيقا کجاست؟؟؟؟

 

يه روز يه پرگار سرش گيج مي ره بيضي ميکشه

 

يه روز يه ترک مي خواد بره هيت راش نمي دن .سال ديگه خودش يه هيت ميزنه کسي را راه نميده

 

ترکه ريش بزي ميزاره دچار بحران شخصيتي ميشه

 

 

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 


 مي دونين فرق خانمها با آهن ربا چيه؟..... آهن ربا حداقل يک روي مثبت داره


 خانمها مثل راديو هستند..... هر چي ميخوان ميگن ولي هر چي بگي نمي شنوند

 خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد

 خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون ميرسه بعد رعد صداشون

خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ ميشن

خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقيقه مدارا کنيد چنان سفت و سخت ميشن که ديگه حالتي نمي گيرند.

خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه

 خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موصوعي بک فايل اطلاعاتي دارند

 خانمها مثل فلزياب هستند ..... از نزديک طلافروشي که رد ميشن عکس العمل نشان ميدن

خانمها مثل موبايل هستند هر موقع کار مهم داريد در دسترس نيستند

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ستاره
 
 
 

pctfx3.3

Silent Music Template

Multimedia CD Catalogues گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي